شب قبل از زایمان
وااااااااااااااااااای نمیدونی چه خبره .
کلی مهمون داریم .
همه بخاطر تو امدن. منم همه کارامو کردم .
حاضر آماده یه ساک برای دخملم یه ساکم واسه خودم............................
اون شب تا صبح خوابم نبرد .
نمی دونم چرا شایدم همه مامانا مثل منن.
بابایی هم مثل من بیدار بود
دلهره سزارین از یه طرف دلهره اینکه تو چه شکلی هستی از طرف دیگه.... کلی فکر خیال.
ولی از همه این حرفا که بگذریم سالم بودن تو برام از همه چی مهمتر بود .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شب قبل از زایمان
