ساویناساوینا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 23 روز سن داره

پرنسس مامی و ددی (ساوینا)

کفش سوت سوتی

مامی جونم سلام خوبی عزیزم؟ مامی و بابایی امروز بعد از مطب رفتیم واست کفش سوت سوتی بخریم. آخه تازه تازه داری راه می افتی. دوست دارم با این صدا راه رفتن و دوست داشته باشی. مامی نازم خیلی خوشگله . یه ذره هم بزرگ گرفتم که حالا حالا بپوشی. اینم عکساش:  یه کفش زمستونی نازه دیگم برات خریدم که خیلی خوشگله. بوس برای دختر نازم     ...
13 مهر 1390

عکست رفت تو قاب عکس

نی نی نازم  پیشی مامان  امروز بابایی تصمیم گرفت که کارای رزرو قاب عکس رو انجام بده                                      مرسی بابایی مهربونم که همون روز نمایش داده نشد ولی فرداش دیدم که عکست با کلاه اومد.   ...
12 مهر 1390

مروارید سومت دراومد عزیزکم15/6/90

 موش موشی مامان                مبارک باشه خانومی! درآومدن سومین دندون ساوینا مصادف شد با روزی که می خواستیم بریم دکتر . البته اینو تو مطب دکتره ساوینا باباییش متوجه شد.داشت باهاش بازی می کرد یهو دید که ساوینای ناز دندون بالاشم در اومده. پیش دکترشم که رفتیم گفت بله 4 تا داره از بالا دندون در می یاره. البته یکیش نوک زده. مامی خیلی درد داره که این روزا همه چیو میکنی تو دهنت و با تمام قدرت گازشون میگیری الهی بمیرم برات .نفس مامی تو.                 ...
12 مهر 1390

11 ماهت شد مامانی .ساوینااااا فدای بزرگ شدنت بشم.

  جیگر مامی. کوچولوی نازم .عزیز دل مامان روز به روز داره بزرگتر می شه...احساس می کنم از قبل بیشتر می فهمی و قدرت درکت بالاتر رفته ... ١١ماهگی دخترکم با درآومدن سومین دندون مصادف شد که البته این و تو مطب دکتره ساوینا باباییش متوجه شد.داشت باهاش بازی می کرد یهو دید که ساوینای ناز دندون بالاشم در اومده مبارک باشه خانومی! ساوینا رو بردیم دکتر واسه چکاپ . کلی واسه دکترش شیرین بازی درآورده. وزن: ١٠ کیلو و ٦٠٠گرم . با توجه به وزن تولدت٣کیلو و ٥٠ گرم  . آفرین به مامان زری قد: ٧٨ . به گفته دکتر که خیلی عالیه .آفرین به ما  ناز مامان این کارارو تو 11 ماهگی انجام دادی: * دستت...
12 مهر 1390

مهمون داریم خاله پوران و پارمیدا

 عسلکم دردونه مامان این مدت مهمون داشتیم و سرمون شلوغ بود البته سر دخترک ما خیلی خیلی شلوغ بود چون کلی  با پارمیدا  شیطونی می کرد. و اینکه باید مسلسل وار غر می زد وخلاصه سرمونو میبرد دیگه ..... خاله هم بعضی وقتا کم می آورد دیگه چه برسه به من کلی تو این مدت بهمون خوش گذشت خیلی جاها رفتیم و خرید کردیم وگشت زدیم غروبام با هم می رفتیم پارک یه هوایی بخوریم کلی تو خونه با پارمیدا می اوفتادیم به جون هم آخه مامانی پارمیدا 7 سالشه از یه سری کاراش غش غش می خندیدی از بعضیاش نه  شاید یه بازیهایی میکرد که تو خوشت نمی یومد. توام جیغ جیغوووووووووووووووو دست خاله جون درد نکنه که تو این...
12 مهر 1390

آهنگهایی که باهاش قر می دی

 لابد می پرسی قر؟ بله پرنسس قر. آهنگای که با شنیدنش نشسته قر می دی و یواش یواش خودت و بلند می کنی (کون مبارکتو) ایناست: ملودی آرش  ----   تو بی نظیری فرشید  --- حالم عوض میشه شادمهر----- شبکه baby TV روهم خیلی دوست داری......   ...
12 مهر 1390

مامانی اینارو واسه ساوینا می خونه

یه روز یه آقا خرگوشه رسید به یه بچه موشه موشه دوید تو سوراخ خرگوشه گفت آخ «وایسا وایسا کارت دارم من خرگوشه بی‌آزارم بیا از سوراخت بیرون نمی‌خوای مهمون» یواش موشه اومد بیرون یه نگاهی کرد به مهمون دید که گوشاش درازه دهنش بازه «شاید می‌خواد بخورتم یا با خودش ببرتم پس می‌رم پیش مامانم آن‌جا می‌مانم» مادر موشه عاقل بود زنی باهوش و کامل بود یه نگاهی کرد به خرگوش گفت به بچه موش «نترس جونم اون مهمونه خیلی خوب و مهربونه پس برو پیشش سلام کن بیارش خونه»   اتل متل توتوله! گاو حسن چه جوره! نه شیر داره...
12 مهر 1390